بایگانی “برنامه ریزی”

بهترین ها چه درصدهایی آورده‌اند؟

یکشنبه, ۹ اسفند, ۱۳۹۴

بهترین ها چه درصدهایی آورده‌اند؟

فرات برتر کنکور چه درصدهایی می­آورند؟ آیا فقط به دروس اختصاصی توجه دارند؟ آیا می‌شود که در بعضی از دروس ضعیف عمل کرد یا حتی به هیچ یک از سؤال‌های یک درس پاسخ نداد، اما در نهایت رتبه خوبی کسب کرد؟ میانگین بهترین رتبه های آزمون سراسری در دروس عمومی و اختصاصی چند است؟ بدترین و بهترین درصدی که رتبه های خوب در هر درس کسب کرده اند، چند بوده است؟

ادامه مطلب»

یاد گیری خلاق با آلفای ذهنی|مدرسه يار

دوشنبه, ۲۸ دی, ۱۳۹۴

یاد گیری خلاق با آلفای ذهنی

 حتماً اسم آلفای ذهنی را شنیده اید. شاید هم تکنیکهای آن را انجام می دهید. آلفا پایه و اساس روشها است که ما می توانیم به قدرت نیروی ناخودآگاه دست یابیم. بیشتر افراد که در زمینه های مختلف موفقیتهایی را داشته اند یا دارند از این تکنیک، به صورت خودآگاه و ناخودآگاه استفاده می کنند.

یکی از راههای بررسی مغز انسان و فعالیتهای آن اندازه گیری و ثبت فعالیتهای الکتریکی مغز است که به آن الکتروآنسفالوگرافی می گویند. این تکنیک، فعالیتهایی را که در سطح قشر مغز یعنی کورتکس انجام می‌گیرد را ثبت می‌کند. در این روش الکترودهایی را در نقاط معین و مختلف جمجمه وصل می‌کنند. شدت الکتریکی مغز کم است و توسط تقویت کننده هایی تشدید و بر روی کاغذ ثبت می‌گردند. تکنیک اندازه گیری امواج مغز الکتروآنسفالوگراف بسیار ساده ولی بسیار مؤثر در درک پدیده های طبیعی مغز و حالتهای مختلف آگاهی می باشد.

امواج مغزی را بر اساس فرکانس آنها نامگذاری می‌کنند. که به ترتیب عبارتند از: بتا، آلفا، تتا و دلتا.

امواج بتا اولین موج است و فرکانس آن بیشتر از ۱۳ هرتز در ثانیه یا نوسان در ثانیه است. در حالت بیداری امواج مغز در حالت بتا است. هنگام تمرکز، توجه و دقت؛ تفکر و حل مساله؛ مذاکره، راه رفتن و یا رانندگی فرکانس امواج مغزی در محدوده بتا می‌باشد. هرچه قدر کارها با آرامش بیشتری صورت گیرد امواج در قسمتهای پایینی قرار می گیرد و چنانچه همراه با هیجان شدید و یا استرس باشد امواج مغزی بالا می رود و گاهی اوقات تا ۶۰ نوسان در ثانیه هم خواهد رسید.

امواج بتا: هنگامی که چشمان ما باز می شود در محدوده بتا هستیم. بسیاری از داروهای آرام بخش امواج بتا را افزایش می دهند و برعکس آرامش ظاهری، فعالیت مغز را افزایش می‌دهد. در ضمن هنگامی که افراد از داروهای آرام بخش استفاده می‌کنند خواب عمیق و آرام ندارند و به همین دلیل با وجود استراحت شبانه باز هم کم انرژی و خسته می باشند. امواج بتا دندانه ای شال و نامرتب هستند.

شکل امواج بتا

۲-         امواج آلفا: هنگامی که چشم ها بسته می‌شود؛ در افراد بالغ عضلات شل و چشم ها ریلکس هستند ولی هنوز نسبت به محیط آگاهی دارد امواج مغزی بین ۱۲-۸ نوسان در ثانیه قرار می گیرد که به آن آلفا می گویند. هنگامی که مغز در حالت آرامش و استراحت باشد و مغز اطلاعات بینایی را پردازش نمی‌‌کند امواج آلفا نمایان می‌گردد. امواج بتا در جلو سر قابل اندازه گیری هستند و امواج آلفا در قسمت پس سر قابل اندازه گیری می‌باشند. هنگامی که در حالت ریلکسیشن قرار می‌گیریم یا مراقبه انجام می‌دهیم ریتم امواج مغزی در حالت آلفا قرار دارد. هر چه قدر به آرامش فکری و جسمی بیشتری فرو رویم در سطح عمقی تری از آلفا قرار می‌گیریم. امواج آلفا به شکل دوکی شکل و منظم هستند و امواج مغز در هر دو نیمکره قابل اندازه گیری می‌باشند. در استراحت معمولی بعد از بستن چشمها هماهنگی بین دو نیمکره کم است و با بستن چشمها در حالت آلفا هماهنگی بین دو نیمکره راست و چپ زیاد می‌شود.

با وارد شدن به حالت خواب طبیعی امواج آلفا ناپدید و امواج دیگری به نام تتا که از کیفیت و فرکانس پایین تری برخوردار هستند نمایان می‌شود.

شکل امواج آلفا

امواج تتا

امواج تتا بین ۸-۴ می باشند.در کودکان تا سن ۱۳ سالگی در حالت بیداری هم دیده می‌شوند. ولی در بزرگسالان پس از وارد شدن به خواب ظاهر می‌گردد. در بعضی از مراقبه های عمیق همانند تکنیک آدمک مغزی این امواج نمایان می‌شوند. این امواج در ناحیه گیجگاهی ظاهر می‌شود.

شکل امواج تتا

۴-         امواج دلتا

فرکانس این امواج ۴-۵/۰ نوسان در ثانیه است. در خواب بسیار عمیق و نوزادان دیده می‌شود. آلفا در سنین کودکی ظاهر می‌گردد و امواج بتا در بزرگسالان دیده می‌شوند. همانگونه که گفته شد امواجی هستند در قسمت پس سری که قابل اندازه‌گیری هستند و نشانگر وضعیت خاصی از آگاهی یا فعالیت مغزی است. در این زمان نیمکره سمت چپ مغز فعالیتی را از خود نشان نمی‌دهد. نیمکره سمت چپ زمانیکه امواج تتا هستند یا بیدار هستیم نمایانگر هستند. تمام داده هایی که وارد مغز می‌شود در حالت امواج بتا پردازش می‌شوند و آنچه را بخواهد وارد نیمکره سمت راست می‌کند. نیمکره سمت راست همان ناخودآگاه است و بیشتر مربوط به احساسات و عواطف می‌باشد. هنگامی که وارد حالت آلفا می‌شویم اطلاعاتی که وارد مغز می‌شود بدون پردازش نیمکره چپ وارد مغز می‌شود. به همین دلیل یکی از بهترین وضعیتهایی که می‌توان جهت تلقین به خود استفاده کرد و یا در یادگیریهای علمی یا نظری ذهنی یا فنی از آن استفاده کرد تکنیک وارد شدن به حالت آلفا می باشد. حالت آلفا پایه و دروازه ورود به سمت نیروهای برتر یا ناخودآگاه است و حالت مشترک در بین تمام قبایل و ادیان جهت دعا و ارتباط با دنیای ماوراء می‌باشد.

شکل امواج دلتا

بنابراین اگر می‌خواهید از راه میان‌بر استفاده کنید می‌توانید از تکنیکهای آلفا بهره ببرید. بسیاری از کسانیکه نزد من آمده بودند برای آموزش تکنیکهای آلفا در توهم و اشتباه بودند به همین خاطر توضیحاتی جهت روشن شدن موضوع وضعیت آلفا لازم است .

حالت آلفا وضعیت هوشیاری مضاعف است یعنی در این حالت ما از هوشیاری بیشتری برخوردار هستیم و آنچه را فکر می کنیم واضح تر و روشن تر برایمان نمایان می‌گردد و بهتر می‌توانیم ببینیم؛ فکر کنیم و بیندیشیم. این حالت، حالت بیهوشی نیست بعضی آن را بیهوشی و عدم ارتباط با محیط می‌دانند. در این وضعیت تمرکز بیشتر می‌شود به همین دلیل از آن برای یادگیری استفاده می‌کنند و به همین دلیل زمانیکه چشمان شما بسته می‌شود شما وارد حالت آلفا شده‌اید. بدون شک در این حالت با کنترل ذهن و تکنیکهای تجسم خلاق می‌توانید تصاویر ذهنی را مرتب و منظم کنید. وضعیت آلفا زمانی مؤثر است و ارزش دارد که شما بر روی خودتان کنترل داشته باشید و چنانچه کنترل خود را از دست بدهید و به خواب بروید یا اینکه هیچ صدایی را نشنوید ارزش استفاده کردن و کاربرد را نخواهد داشت.

بنابراین هنگامی که از تکنیکهای آلفا استفاده می‌کنید؛ اعتماد کنید و در هر وضعیتی که هستید به جای عمیق تر کردن یا اینکه دنبال وضعیت دیگری باشید یا اینکه فردی شما را وارد این وضعیت کند؛ به استفاده از تکنیک بپردازید. چنانچه شما وارد حالت آلفا هم نشده باشید استفاده از تکنیکها و روشهای مربوط به آن شما را وارد حالت هوشیاری مضاعف خواهد کرد. اگر جزء افرادی هستید که شک دارید برای ارضاء کردن خودتان می‌توانید از تکنیک سؤال کردن از ناخودآگاه که در قسمت پاندول گفته شده است استفاده کنید.

چگونه وارد حالت آلفا شویم؟

هنگامی که چشم بسته شود ما وارد حالت آلفا می‌شویم. در این حالت هر چه قدر بدن شل تر و رها تر باشد؛ عمیق تر می‌گردد. بعضی از افراد از شمارش معکوس استفاده می‌کنند. مطمئن‌ترین این روشها انجام تکنیکهای ریلکسیشن می‌باشد. مخصوصا ریلکسیشن پیش رونده و تدریجی یکی از روشهایی است که شما را مطمئناً وارد این حالت خواهد کرد. می‌توانید از تکنیکهای هیپنوتیزم هم کمک بگیرید. من در کتاب یادگیری خلاق و آلفای ذهنی از ترکیبی از این روشها استفاده کرده‌ام و فرد می‌تواند در یک هفته و به راحتی وارد این حالت گردد و با شرطی کردن خود در دفعات آتی خیلی سریعتر وارد این مرحله گردد.

خصوصیات وارد شدن به حالت آلفا

در حالت آلفا تمرکز بیشتر است و قدرت تلقین پذیری افزایش می‌یابد؛ قدرت تجسم‌ها افزایش می‌یابد؛ تصاویر ذهنی روشن‌تر و واقعی‌تر به نظر می‌رسند، بنابراین از این موقعیت جهت تمرینات ذهنی و یادگیری بیشترین استفاده را می‌توان نمود. تکنیک آلفا یک روش میانبر است ولی روش میانبر به تنهایی مفید نمی‌باشد. اگر شما نقشه ای بسیار دقیق داشته باشید؛ خود به خود به هدف و مقصود نمی‌‌رسید؛ بلکه باید از آن نقشه استفاده کنید و با تلاش و پیروی از نقشه به هدف و مقصدی که می‌خواهید برسید.

تکنیک آلفا هم همین گونه است. صرف وارد شدن به آلفا و یا داشتن سی‌دی های آن شما را موفق نخواهد کرد. پیروی از تکنیکهای آن و تلاش و پشت‌کار‌تان شما را موفق خواهد نمود.

وضعیت آلفا به دلیل خصوصیتی که ذکر شد یکی از بهترین روشها جهت یادگیری و تغییر رفتار می‌باشد. شما می‌توانید تلقینهایی را به قسمت ناخودآگاه انجام دهید و از اثرات آن استفاده کنید. از این روش می‌توانید جهت ایجاد آرامش یا برطرف کردن یک خصوصیت و عادت ناپسند استفاده نمود. قدرت وضعیت آلفا نامحدود است. بوعلی سینا به افراد توصیه می‌کند که ظهرها قیلوله کنند. قیلوله، خوابیدن و چرت زدن ظهر است که امواج آلفا تولید می‌شود. وارد شدن به حالت آلفا به خودی خود شفا بخش است و هماهنگی بین امواج مغزی نیمکره سمت چپ و راست مغز را ایجاد می‌کند. قرار گرفتن در این حالت آرامش؛ خلاقیت؛ هماهنگی ؛ ثبات شخصیت؛ دور شدن از عادات زشت و ناپسند را موجب می‌شود. سری برنامه های تمرین تجسم خلاق همه در وضعیت آلفا تهیه شده‌اند. علاوه بر اینکه فرد در وضعیت آلفا قرار می‌گیرد تکنیکهای تجسم خلاق را تجربه خواهند کرد. البته در روشهای آدمک مغزی؛ امواج در حالت تتا قرار می‌گیرند. که از کیفیت بالاتر و هماهنگ تری برخوردار می‌باشد. در حالت تتا خصوصیت‌های وضعیت آلفا تشدید می‌شود.

یادگیری در آلفا چگونه است؟

بعضی از افراد معتقدند که ما در خواب چیزهای زیادی یاد می‌گیریم و اسمشان را یادگیری در خواب گذاشته‌اند. من منکر آن نخواهم بود ولی تاکنون کسی را ندیده‌ام که توانسته باشد در وضعیت خواب طبیعی چیزی بیاموزد! اما تکنیکی را که هم اکنون می‌گویم بر روی هزاران نفر تاکنون پیاده کرده‌ام که این افراد توانسته‌اند به راحتی از این تکنیک استفاده کنند و علاوه بر این خود را در وضعیت آلفا قرار دهند و از نحوه یادگیری آن هم سود ببرند.

اگر یادتان باشد در قسمت یادگیری ذکر شد که اوج یادگیری ۵۰ الی۵۵ دقیقه می‌باشد و پس از آن باید تغییری ایجاد شود. مغز باید استراحتی کند تا بتواند همان کیفیت قبلی یادگیری را داشته باشد.

ما دو نوع یادگیری داریم: یادگیری فعال(active)؛ یادگیری غیر فعال(passive)

در نوع یادگیری فعال ما تغییری در آنچه یادگرفته‌ایم می‌دهیم و در یادگیری غیر فعال فقط آنرا ذخیره می‌کنیم. در نوع اول یادگیری بسیار عمیق است و در نوع دوم یادگیری سطحی می‌باشد و زود فراموش می‌گردد.

نوع یادگیری که در موقعیت آلفا پیشنهاد می‌دهیم نوع فعال(active) است. اگر تصورتان از یادگیری در آلفا این است که شما باید با چشمان بسته بخوانید یا اینکه در وضعیت آلفا قرار بگیرید و مطالبی را بخوانید باید بگویم که اشتباه کرده اید. سوء تفاهمی ایجاد شده است. منظور از یادگیری در آلفا مرور کردن مطالبی است که قبلاً خوانده‌اید. شما پس از اینکه ۵۰ دقیقه درس خواندید باید تغییری در وضعیتتان بدهید تا مغز استراحت کند. بهتر است با استفاده از تکنیکهای یادگیری و آلفای ذهنی وارد این موقعیت شوید و مطالبی که خوانده‌اید را مجدداً مرور کنید. سعی کنید تصاویر آنها را ببینید؛ کلمات را رنگی ببینید و جدولها و حتی اینکه جملات کجای صفحه نوشته شده بودند را در ذهنتان به تصویر بکشید. در ذهنتان پس از اینکه در موقعیت آلفا قرار گرفتید به صورت ذهنی کتاب را ورق بزنید و بخوانید. اگر مطالبی را فراموش کردید پس از اینکه از وضعیت آلفا خارج شدید آن مطلب را مجدداً مطالعه کنید و در زمان دیگر که وارد این موقعیت شدید آنرا مرور کنید. وارد شدن به موقعیت آلفا و مرور مطالب درسی نباید بیش از ۱۵ -۱۰ دقیقه طول بکشد. چنانچه بیشتر طول بکشد نتیجه معکوس خواهید گرفت. یادتان باشد در این موقعیت نباید بخوابید. باید هوشیار باشید و صداها را بشنوید تا بتوانید از قدرت ذهن در جهت هدف و یادگیریتان استفاده کنید. یادگیری به این صورت از نوع فعال (active) است چون شما مجدداً آنرا تغییر می‌دهید و به ذهنتان می‌آورید. بعضی‌ها می‌گویند اگر شما مطالبی را که آموخته‌اید برای دیگری درس بدهید مدت زمان بیشتری در ذهن می‌ماند؛ این نوع یادگیری هم یادگیری فعال است و کاملاً صحیح می‌باشد. به همین دلیل معلمان دلسوز به بچه ها توصیه می‌کنند که گروه های کوچک تشکیل بدهند و با یکدیگر درس بخوانند و برای همدیگر تدریس کنند. روش یادگیری در آلفا کامل‌تر است؛ شما نه تنها در موقعیت آلفا و هوشیاری مضاعف قرار می‌گیرید بلکه تصور می‌کنید گروهی نشسته‌اند و شما برایشان درس می‌دهید. همان گونه که گفته شد مغز نمی‌تواند بین تخیل و واقعیت تفاوت بگذارد و آنرا قبول می‌کند.

با استفاده از تکنیک آلفا شما می‌توانید در ۶ ساعت، ۵ ساعت خواندن مفید و مؤثر داشته باشید.

بعضی از دانشجویان که درسهای سخت دارند از دانشجویان گروه پزشکی گرفته تا دانشجویان برق و ریاضی، می‌توانند مطالبی را که مدتها پیش خوانده‌اند را با این روش مجدداً به خاطر آورند. مثلاً شما اگر چند سال پیش مطلبی را خوانده‌اید و حالا فراموش کرده‌اید می‌توانید در زمانی بسیار سریع آنرا در حالت آلفا مرور کنید و از قدرت ناخودآگاهتان که تمام مطالب را با تمام جزئیات برای شما ذخیره کرده بهره ببرید.

این تکنیک به تنهایی جادو نمی‌کند بلکه اگر در دستان فردی با پشتکار خوب قرار گیرد و تلاش کند معجزه می‌کن

آلفای ذهنی

حتماً اسم آلفای ذهنی را شنیده اید. شاید هم تکنیکهای آن را انجام می دهید. آلفا پایه و اساس روشها است که ما می توانیم به قدرت نیروی ناخودآگاه دست یابیم. بیشتر افراد که در زمینه های مختلف موفقیتهایی را داشته اند یا دارند از این تکنیک، به صورت خودآگاه و ناخودآگاه استفاده می کنند.

یکی از راههای بررسی مغز انسان و فعالیتهای آن اندازه گیری و ثبت فعالیتهای الکتریکی مغز است که به آن الکتروآنسفالوگرافی می گویند. این تکنیک، فعالیتهایی را که در سطح قشر مغز یعنی کورتکس انجام می‌گیرد را ثبت می‌کند. در این روش الکترودهایی را در نقاط معین و مختلف جمجمه وصل می‌کنند. شدت الکتریکی مغز کم است و توسط تقویت کننده هایی تشدید و بر روی کاغذ ثبت می‌گردند. تکنیک اندازه گیری امواج مغز الکتروآنسفالوگراف بسیار ساده ولی بسیار مؤثر در درک پدیده های طبیعی مغز و حالتهای مختلف آگاهی می باشد.

امواج مغزی را بر اساس فرکانس آنها نامگذاری می‌کنند. که به ترتیب عبارتند از: بتا، آلفا، تتا و دلتا.

امواج بتا اولین موج است و فرکانس آن بیشتر از ۱۳ هرتز در ثانیه یا نوسان در ثانیه است. در حالت بیداری امواج مغز در حالت بتا است. هنگام تمرکز، توجه و دقت؛ تفکر و حل مساله؛ مذاکره، راه رفتن و یا رانندگی فرکانس امواج مغزی در محدوده بتا می‌باشد. هرچه قدر کارها با آرامش بیشتری صورت گیرد امواج در قسمتهای پایینی قرار می گیرد و چنانچه همراه با هیجان شدید و یا استرس باشد امواج مغزی بالا می رود و گاهی اوقات تا ۶۰ نوسان در ثانیه هم خواهد رسید.

امواج بتا: هنگامی که چشمان ما باز می شود در محدوده بتا هستیم. بسیاری از داروهای آرام بخش امواج بتا را افزایش می دهند و برعکس آرامش ظاهری، فعالیت مغز را افزایش می‌دهد. در ضمن هنگامی که افراد از داروهای آرام بخش استفاده می‌کنند خواب عمیق و آرام ندارند و به همین دلیل با وجود استراحت شبانه باز هم کم انرژی و خسته می باشند. امواج بتا دندانه ای شال و نامرتب هستند.

شکل امواج بتا

۲-         امواج آلفا: هنگامی که چشم ها بسته می‌شود؛ در افراد بالغ عضلات شل و چشم ها ریلکس هستند ولی هنوز نسبت به محیط آگاهی دارد امواج مغزی بین ۱۲-۸ نوسان در ثانیه قرار می گیرد که به آن آلفا می گویند. هنگامی که مغز در حالت آرامش و استراحت باشد و مغز اطلاعات بینایی را پردازش نمی‌‌کند امواج آلفا نمایان می‌گردد. امواج بتا در جلو سر قابل اندازه گیری هستند و امواج آلفا در قسمت پس سر قابل اندازه گیری می‌باشند. هنگامی که در حالت ریلکسیشن قرار می‌گیریم یا مراقبه انجام می‌دهیم ریتم امواج مغزی در حالت آلفا قرار دارد. هر چه قدر به آرامش فکری و جسمی بیشتری فرو رویم در سطح عمقی تری از آلفا قرار می‌گیریم. امواج آلفا به شکل دوکی شکل و منظم هستند و امواج مغز در هر دو نیمکره قابل اندازه گیری می‌باشند. در استراحت معمولی بعد از بستن چشمها هماهنگی بین دو نیمکره کم است و با بستن چشمها در حالت آلفا هماهنگی بین دو نیمکره راست و چپ زیاد می‌شود.

با وارد شدن به حالت خواب طبیعی امواج آلفا ناپدید و امواج دیگری به نام تتا که از کیفیت و فرکانس پایین تری برخوردار هستند نمایان می‌شود.

شکل امواج آلفا

امواج تتا

امواج تتا بین ۸-۴ می باشند.در کودکان تا سن ۱۳ سالگی در حالت بیداری هم دیده می‌شوند. ولی در بزرگسالان پس از وارد شدن به خواب ظاهر می‌گردد. در بعضی از مراقبه های عمیق همانند تکنیک آدمک مغزی این امواج نمایان می‌شوند. این امواج در ناحیه گیجگاهی ظاهر می‌شود.

شکل امواج تتا

۴-         امواج دلتا

فرکانس این امواج ۴-۵/۰ نوسان در ثانیه است. در خواب بسیار عمیق و نوزادان دیده می‌شود. آلفا در سنین کودکی ظاهر می‌گردد و امواج بتا در بزرگسالان دیده می‌شوند. همانگونه که گفته شد امواجی هستند در قسمت پس سری که قابل اندازه‌گیری هستند و نشانگر وضعیت خاصی از آگاهی یا فعالیت مغزی است. در این زمان نیمکره سمت چپ مغز فعالیتی را از خود نشان نمی‌دهد. نیمکره سمت چپ زمانیکه امواج تتا هستند یا بیدار هستیم نمایانگر هستند. تمام داده هایی که وارد مغز می‌شود در حالت امواج بتا پردازش می‌شوند و آنچه را بخواهد وارد نیمکره سمت راست می‌کند. نیمکره سمت راست همان ناخودآگاه است و بیشتر مربوط به احساسات و عواطف می‌باشد. هنگامی که وارد حالت آلفا می‌شویم اطلاعاتی که وارد مغز می‌شود بدون پردازش نیمکره چپ وارد مغز می‌شود. به همین دلیل یکی از بهترین وضعیتهایی که می‌توان جهت تلقین به خود استفاده کرد و یا در یادگیریهای علمی یا نظری ذهنی یا فنی از آن استفاده کرد تکنیک وارد شدن به حالت آلفا می باشد. حالت آلفا پایه و دروازه ورود به سمت نیروهای برتر یا ناخودآگاه است و حالت مشترک در بین تمام قبایل و ادیان جهت دعا و ارتباط با دنیای ماوراء می‌باشد.

شکل امواج دلتا

بنابراین اگر می‌خواهید از راه میان‌بر استفاده کنید می‌توانید از تکنیکهای آلفا بهره ببرید. بسیاری از کسانیکه نزد من آمده بودند برای آموزش تکنیکهای آلفا در توهم و اشتباه بودند به همین خاطر توضیحاتی جهت روشن شدن موضوع وضعیت آلفا لازم است .

حالت آلفا وضعیت هوشیاری مضاعف است یعنی در این حالت ما از هوشیاری بیشتری برخوردار هستیم و آنچه را فکر می کنیم واضح تر و روشن تر برایمان نمایان می‌گردد و بهتر می‌توانیم ببینیم؛ فکر کنیم و بیندیشیم. این حالت، حالت بیهوشی نیست بعضی آن را بیهوشی و عدم ارتباط با محیط می‌دانند. در این وضعیت تمرکز بیشتر می‌شود به همین دلیل از آن برای یادگیری استفاده می‌کنند و به همین دلیل زمانیکه چشمان شما بسته می‌شود شما وارد حالت آلفا شده‌اید. بدون شک در این حالت با کنترل ذهن و تکنیکهای تجسم خلاق می‌توانید تصاویر ذهنی را مرتب و منظم کنید. وضعیت آلفا زمانی مؤثر است و ارزش دارد که شما بر روی خودتان کنترل داشته باشید و چنانچه کنترل خود را از دست بدهید و به خواب بروید یا اینکه هیچ صدایی را نشنوید ارزش استفاده کردن و کاربرد را نخواهد داشت.

بنابراین هنگامی که از تکنیکهای آلفا استفاده می‌کنید؛ اعتماد کنید و در هر وضعیتی که هستید به جای عمیق تر کردن یا اینکه دنبال وضعیت دیگری باشید یا اینکه فردی شما را وارد این وضعیت کند؛ به استفاده از تکنیک بپردازید. چنانچه شما وارد حالت آلفا هم نشده باشید استفاده از تکنیکها و روشهای مربوط به آن شما را وارد حالت هوشیاری مضاعف خواهد کرد. اگر جزء افرادی هستید که شک دارید برای ارضاء کردن خودتان می‌توانید از تکنیک سؤال کردن از ناخودآگاه که در قسمت پاندول گفته شده است استفاده کنید.

چگونه وارد حالت آلفا شویم؟

هنگامی که چشم بسته شود ما وارد حالت آلفا می‌شویم. در این حالت هر چه قدر بدن شل تر و رها تر باشد؛ عمیق تر می‌گردد. بعضی از افراد از شمارش معکوس استفاده می‌کنند. مطمئن‌ترین این روشها انجام تکنیکهای ریلکسیشن می‌باشد. مخصوصا ریلکسیشن پیش رونده و تدریجی یکی از روشهایی است که شما را مطمئناً وارد این حالت خواهد کرد. می‌توانید از تکنیکهای هیپنوتیزم هم کمک بگیرید. من در کتاب یادگیری خلاق و آلفای ذهنی از ترکیبی از این روشها استفاده کرده‌ام و فرد می‌تواند در یک هفته و به راحتی وارد این حالت گردد و با شرطی کردن خود در دفعات آتی خیلی سریعتر وارد این مرحله گردد.

خصوصیات وارد شدن به حالت آلفا

در حالت آلفا تمرکز بیشتر است و قدرت تلقین پذیری افزایش می‌یابد؛ قدرت تجسم‌ها افزایش می‌یابد؛ تصاویر ذهنی روشن‌تر و واقعی‌تر به نظر می‌رسند، بنابراین از این موقعیت جهت تمرینات ذهنی و یادگیری بیشترین استفاده را می‌توان نمود. تکنیک آلفا یک روش میانبر است ولی روش میانبر به تنهایی مفید نمی‌باشد. اگر شما نقشه ای بسیار دقیق داشته باشید؛ خود به خود به هدف و مقصود نمی‌‌رسید؛ بلکه باید از آن نقشه استفاده کنید و با تلاش و پیروی از نقشه به هدف و مقصدی که می‌خواهید برسید.

تکنیک آلفا هم همین گونه است. صرف وارد شدن به آلفا و یا داشتن سی‌دی های آن شما را موفق نخواهد کرد. پیروی از تکنیکهای آن و تلاش و پشت‌کار‌تان شما را موفق خواهد نمود.

وضعیت آلفا به دلیل خصوصیتی که ذکر شد یکی از بهترین روشها جهت یادگیری و تغییر رفتار می‌باشد. شما می‌توانید تلقینهایی را به قسمت ناخودآگاه انجام دهید و از اثرات آن استفاده کنید. از این روش می‌توانید جهت ایجاد آرامش یا برطرف کردن یک خصوصیت و عادت ناپسند استفاده نمود. قدرت وضعیت آلفا نامحدود است. بوعلی سینا به افراد توصیه می‌کند که ظهرها قیلوله کنند. قیلوله، خوابیدن و چرت زدن ظهر است که امواج آلفا تولید می‌شود. وارد شدن به حالت آلفا به خودی خود شفا بخش است و هماهنگی بین امواج مغزی نیمکره سمت چپ و راست مغز را ایجاد می‌کند. قرار گرفتن در این حالت آرامش؛ خلاقیت؛ هماهنگی ؛ ثبات شخصیت؛ دور شدن از عادات زشت و ناپسند را موجب می‌شود. سری برنامه های تمرین تجسم خلاق همه در وضعیت آلفا تهیه شده‌اند. علاوه بر اینکه فرد در وضعیت آلفا قرار می‌گیرد تکنیکهای تجسم خلاق را تجربه خواهند کرد. البته در روشهای آدمک مغزی؛ امواج در حالت تتا قرار می‌گیرند. که از کیفیت بالاتر و هماهنگ تری برخوردار می‌باشد. در حالت تتا خصوصیت‌های وضعیت آلفا تشدید می‌شود.

یادگیری در آلفا چگونه است؟

بعضی از افراد معتقدند که ما در خواب چیزهای زیادی یاد می‌گیریم و اسمشان را یادگیری در خواب گذاشته‌اند. من منکر آن نخواهم بود ولی تاکنون کسی را ندیده‌ام که توانسته باشد در وضعیت خواب طبیعی چیزی بیاموزد! اما تکنیکی را که هم اکنون می‌گویم بر روی هزاران نفر تاکنون پیاده کرده‌ام که این افراد توانسته‌اند به راحتی از این تکنیک استفاده کنند و علاوه بر این خود را در وضعیت آلفا قرار دهند و از نحوه یادگیری آن هم سود ببرند.

اگر یادتان باشد در قسمت یادگیری ذکر شد که اوج یادگیری ۵۰ الی۵۵ دقیقه می‌باشد و پس از آن باید تغییری ایجاد شود. مغز باید استراحتی کند تا بتواند همان کیفیت قبلی یادگیری را داشته باشد.

ما دو نوع یادگیری داریم: یادگیری فعال(active)؛ یادگیری غیر فعال(passive)

در نوع یادگیری فعال ما تغییری در آنچه یادگرفته‌ایم می‌دهیم و در یادگیری غیر فعال فقط آنرا ذخیره می‌کنیم. در نوع اول یادگیری بسیار عمیق است و در نوع دوم یادگیری سطحی می‌باشد و زود فراموش می‌گردد.

نوع یادگیری که در موقعیت آلفا پیشنهاد می‌دهیم نوع فعال(active) است. اگر تصورتان از یادگیری در آلفا این است که شما باید با چشمان بسته بخوانید یا اینکه در وضعیت آلفا قرار بگیرید و مطالبی را بخوانید باید بگویم که اشتباه کرده اید. سوء تفاهمی ایجاد شده است. منظور از یادگیری در آلفا مرور کردن مطالبی است که قبلاً خوانده‌اید. شما پس از اینکه ۵۰ دقیقه درس خواندید باید تغییری در وضعیتتان بدهید تا مغز استراحت کند. بهتر است با استفاده از تکنیکهای یادگیری و آلفای ذهنی وارد این موقعیت شوید و مطالبی که خوانده‌اید را مجدداً مرور کنید. سعی کنید تصاویر آنها را ببینید؛ کلمات را رنگی ببینید و جدولها و حتی اینکه جملات کجای صفحه نوشته شده بودند را در ذهنتان به تصویر بکشید. در ذهنتان پس از اینکه در موقعیت آلفا قرار گرفتید به صورت ذهنی کتاب را ورق بزنید و بخوانید. اگر مطالبی را فراموش کردید پس از اینکه از وضعیت آلفا خارج شدید آن مطلب را مجدداً مطالعه کنید و در زمان دیگر که وارد این موقعیت شدید آنرا مرور کنید. وارد شدن به موقعیت آلفا و مرور مطالب درسی نباید بیش از ۱۵ -۱۰ دقیقه طول بکشد. چنانچه بیشتر طول بکشد نتیجه معکوس خواهید گرفت. یادتان باشد در این موقعیت نباید بخوابید. باید هوشیار باشید و صداها را بشنوید تا بتوانید از قدرت ذهن در جهت هدف و یادگیریتان استفاده کنید. یادگیری به این صورت از نوع فعال (active) است چون شما مجدداً آنرا تغییر می‌دهید و به ذهنتان می‌آورید. بعضی‌ها می‌گویند اگر شما مطالبی را که آموخته‌اید برای دیگری درس بدهید مدت زمان بیشتری در ذهن می‌ماند؛ این نوع یادگیری هم یادگیری فعال است و کاملاً صحیح می‌باشد. به همین دلیل معلمان دلسوز به بچه ها توصیه می‌کنند که گروه های کوچک تشکیل بدهند و با یکدیگر درس بخوانند و برای همدیگر تدریس کنند. روش یادگیری در آلفا کامل‌تر است؛ شما نه تنها در موقعیت آلفا و هوشیاری مضاعف قرار می‌گیرید بلکه تصور می‌کنید گروهی نشسته‌اند و شما برایشان درس می‌دهید. همان گونه که گفته شد مغز نمی‌تواند بین تخیل و واقعیت تفاوت بگذارد و آنرا قبول می‌کند.

با استفاده از تکنیک آلفا شما می‌توانید در ۶ ساعت، ۵ ساعت خواندن مفید و مؤثر داشته باشید.

بعضی از دانشجویان که درسهای سخت دارند از دانشجویان گروه پزشکی گرفته تا دانشجویان برق و ریاضی، می‌توانند مطالبی را که مدتها پیش خوانده‌اند را با این روش مجدداً به خاطر آورند. مثلاً شما اگر چند سال پیش مطلبی را خوانده‌اید و حالا فراموش کرده‌اید می‌توانید در زمانی بسیار سریع آنرا در حالت آلفا مرور کنید و از قدرت ناخودآگاهتان که تمام مطالب را با تمام جزئیات برای شما ذخیره کرده بهره ببرید.

این تکنیک به تنهایی جادو نمی‌کند بلکه اگر در دستان فردی با پشتکار خوب قرار گیرد و تلاش کند معجزه می‌کن

آلفای ذهنی

حتماً اسم آلفای ذهنی را شنیده اید. شاید هم تکنیکهای آن را انجام می دهید. آلفا پایه و اساس روشها است که ما می توانیم به قدرت نیروی ناخودآگاه دست یابیم. بیشتر افراد که در زمینه های مختلف موفقیتهایی را داشته اند یا دارند از این تکنیک، به صورت خودآگاه و ناخودآگاه استفاده می کنند.

یکی از راههای بررسی مغز انسان و فعالیتهای آن اندازه گیری و ثبت فعالیتهای الکتریکی مغز است که به آن الکتروآنسفالوگرافی می گویند. این تکنیک، فعالیتهایی را که در سطح قشر مغز یعنی کورتکس انجام می‌گیرد را ثبت می‌کند. در این روش الکترودهایی را در نقاط معین و مختلف جمجمه وصل می‌کنند. شدت الکتریکی مغز کم است و توسط تقویت کننده هایی تشدید و بر روی کاغذ ثبت می‌گردند. تکنیک اندازه گیری امواج مغز الکتروآنسفالوگراف بسیار ساده ولی بسیار مؤثر در درک پدیده های طبیعی مغز و حالتهای مختلف آگاهی می باشد.

امواج مغزی را بر اساس فرکانس آنها نامگذاری می‌کنند. که به ترتیب عبارتند از: بتا، آلفا، تتا و دلتا.

امواج بتا اولین موج است و فرکانس آن بیشتر از ۱۳ هرتز در ثانیه یا نوسان در ثانیه است. در حالت بیداری امواج مغز در حالت بتا است. هنگام تمرکز، توجه و دقت؛ تفکر و حل مساله؛ مذاکره، راه رفتن و یا رانندگی فرکانس امواج مغزی در محدوده بتا می‌باشد. هرچه قدر کارها با آرامش بیشتری صورت گیرد امواج در قسمتهای پایینی قرار می گیرد و چنانچه همراه با هیجان شدید و یا استرس باشد امواج مغزی بالا می رود و گاهی اوقات تا ۶۰ نوسان در ثانیه هم خواهد رسید.

امواج بتا: هنگامی که چشمان ما باز می شود در محدوده بتا هستیم. بسیاری از داروهای آرام بخش امواج بتا را افزایش می دهند و برعکس آرامش ظاهری، فعالیت مغز را افزایش می‌دهد. در ضمن هنگامی که افراد از داروهای آرام بخش استفاده می‌کنند خواب عمیق و آرام ندارند و به همین دلیل با وجود استراحت شبانه باز هم کم انرژی و خسته می باشند. امواج بتا دندانه ای شال و نامرتب هستند.

شکل امواج بتا

۲-         امواج آلفا: هنگامی که چشم ها بسته می‌شود؛ در افراد بالغ عضلات شل و چشم ها ریلکس هستند ولی هنوز نسبت به محیط آگاهی دارد امواج مغزی بین ۱۲-۸ نوسان در ثانیه قرار می گیرد که به آن آلفا می گویند. هنگامی که مغز در حالت آرامش و استراحت باشد و مغز اطلاعات بینایی را پردازش نمی‌‌کند امواج آلفا نمایان می‌گردد. امواج بتا در جلو سر قابل اندازه گیری هستند و امواج آلفا در قسمت پس سر قابل اندازه گیری می‌باشند. هنگامی که در حالت ریلکسیشن قرار می‌گیریم یا مراقبه انجام می‌دهیم ریتم امواج مغزی در حالت آلفا قرار دارد. هر چه قدر به آرامش فکری و جسمی بیشتری فرو رویم در سطح عمقی تری از آلفا قرار می‌گیریم. امواج آلفا به شکل دوکی شکل و منظم هستند و امواج مغز در هر دو نیمکره قابل اندازه گیری می‌باشند. در استراحت معمولی بعد از بستن چشمها هماهنگی بین دو نیمکره کم است و با بستن چشمها در حالت آلفا هماهنگی بین دو نیمکره راست و چپ زیاد می‌شود.

با وارد شدن به حالت خواب طبیعی امواج آلفا ناپدید و امواج دیگری به نام تتا که از کیفیت و فرکانس پایین تری برخوردار هستند نمایان می‌شود.

شکل امواج آلفا

امواج تتا

امواج تتا بین ۸-۴ می باشند.در کودکان تا سن ۱۳ سالگی در حالت بیداری هم دیده می‌شوند. ولی در بزرگسالان پس از وارد شدن به خواب ظاهر می‌گردد. در بعضی از مراقبه های عمیق همانند تکنیک آدمک مغزی این امواج نمایان می‌شوند. این امواج در ناحیه گیجگاهی ظاهر می‌شود.

شکل امواج تتا

۴-         امواج دلتا

فرکانس این امواج ۴-۵/۰ نوسان در ثانیه است. در خواب بسیار عمیق و نوزادان دیده می‌شود. آلفا در سنین کودکی ظاهر می‌گردد و امواج بتا در بزرگسالان دیده می‌شوند. همانگونه که گفته شد امواجی هستند در قسمت پس سری که قابل اندازه‌گیری هستند و نشانگر وضعیت خاصی از آگاهی یا فعالیت مغزی است. در این زمان نیمکره سمت چپ مغز فعالیتی را از خود نشان نمی‌دهد. نیمکره سمت چپ زمانیکه امواج تتا هستند یا بیدار هستیم نمایانگر هستند. تمام داده هایی که وارد مغز می‌شود در حالت امواج بتا پردازش می‌شوند و آنچه را بخواهد وارد نیمکره سمت راست می‌کند. نیمکره سمت راست همان ناخودآگاه است و بیشتر مربوط به احساسات و عواطف می‌باشد. هنگامی که وارد حالت آلفا می‌شویم اطلاعاتی که وارد مغز می‌شود بدون پردازش نیمکره چپ وارد مغز می‌شود. به همین دلیل یکی از بهترین وضعیتهایی که می‌توان جهت تلقین به خود استفاده کرد و یا در یادگیریهای علمی یا نظری ذهنی یا فنی از آن استفاده کرد تکنیک وارد شدن به حالت آلفا می باشد. حالت آلفا پایه و دروازه ورود به سمت نیروهای برتر یا ناخودآگاه است و حالت مشترک در بین تمام قبایل و ادیان جهت دعا و ارتباط با دنیای ماوراء می‌باشد.

شکل امواج دلتا

بنابراین اگر می‌خواهید از راه میان‌بر استفاده کنید می‌توانید از تکنیکهای آلفا بهره ببرید. بسیاری از کسانیکه نزد من آمده بودند برای آموزش تکنیکهای آلفا در توهم و اشتباه بودند به همین خاطر توضیحاتی جهت روشن شدن موضوع وضعیت آلفا لازم است .

حالت آلفا وضعیت هوشیاری مضاعف است یعنی در این حالت ما از هوشیاری بیشتری برخوردار هستیم و آنچه را فکر می کنیم واضح تر و روشن تر برایمان نمایان می‌گردد و بهتر می‌توانیم ببینیم؛ فکر کنیم و بیندیشیم. این حالت، حالت بیهوشی نیست بعضی آن را بیهوشی و عدم ارتباط با محیط می‌دانند. در این وضعیت تمرکز بیشتر می‌شود به همین دلیل از آن برای یادگیری استفاده می‌کنند و به همین دلیل زمانیکه چشمان شما بسته می‌شود شما وارد حالت آلفا شده‌اید. بدون شک در این حالت با کنترل ذهن و تکنیکهای تجسم خلاق می‌توانید تصاویر ذهنی را مرتب و منظم کنید. وضعیت آلفا زمانی مؤثر است و ارزش دارد که شما بر روی خودتان کنترل داشته باشید و چنانچه کنترل خود را از دست بدهید و به خواب بروید یا اینکه هیچ صدایی را نشنوید ارزش استفاده کردن و کاربرد را نخواهد داشت.

بنابراین هنگامی که از تکنیکهای آلفا استفاده می‌کنید؛ اعتماد کنید و در هر وضعیتی که هستید به جای عمیق تر کردن یا اینکه دنبال وضعیت دیگری باشید یا اینکه فردی شما را وارد این وضعیت کند؛ به استفاده از تکنیک بپردازید. چنانچه شما وارد حالت آلفا هم نشده باشید استفاده از تکنیکها و روشهای مربوط به آن شما را وارد حالت هوشیاری مضاعف خواهد کرد. اگر جزء افرادی هستید که شک دارید برای ارضاء کردن خودتان می‌توانید از تکنیک سؤال کردن از ناخودآگاه که در قسمت پاندول گفته شده است استفاده کنید.

چگونه وارد حالت آلفا شویم؟

هنگامی که چشم بسته شود ما وارد حالت آلفا می‌شویم. در این حالت هر چه قدر بدن شل تر و رها تر باشد؛ عمیق تر می‌گردد. بعضی از افراد از شمارش معکوس استفاده می‌کنند. مطمئن‌ترین این روشها انجام تکنیکهای ریلکسیشن می‌باشد. مخصوصا ریلکسیشن پیش رونده و تدریجی یکی از روشهایی است که شما را مطمئناً وارد این حالت خواهد کرد. می‌توانید از تکنیکهای هیپنوتیزم هم کمک بگیرید. من در کتاب یادگیری خلاق و آلفای ذهنی از ترکیبی از این روشها استفاده کرده‌ام و فرد می‌تواند در یک هفته و به راحتی وارد این حالت گردد و با شرطی کردن خود در دفعات آتی خیلی سریعتر وارد این مرحله گردد.

خصوصیات وارد شدن به حالت آلفا

در حالت آلفا تمرکز بیشتر است و قدرت تلقین پذیری افزایش می‌یابد؛ قدرت تجسم‌ها افزایش می‌یابد؛ تصاویر ذهنی روشن‌تر و واقعی‌تر به نظر می‌رسند، بنابراین از این موقعیت جهت تمرینات ذهنی و یادگیری بیشترین استفاده را می‌توان نمود. تکنیک آلفا یک روش میانبر است ولی روش میانبر به تنهایی مفید نمی‌باشد. اگر شما نقشه ای بسیار دقیق داشته باشید؛ خود به خود به هدف و مقصود نمی‌‌رسید؛ بلکه باید از آن نقشه استفاده کنید و با تلاش و پیروی از نقشه به هدف و مقصدی که می‌خواهید برسید.

تکنیک آلفا هم همین گونه است. صرف وارد شدن به آلفا و یا داشتن سی‌دی های آن شما را موفق نخواهد کرد. پیروی از تکنیکهای آن و تلاش و پشت‌کار‌تان شما را موفق خواهد نمود.

وضعیت آلفا به دلیل خصوصیتی که ذکر شد یکی از بهترین روشها جهت یادگیری و تغییر رفتار می‌باشد. شما می‌توانید تلقینهایی را به قسمت ناخودآگاه انجام دهید و از اثرات آن استفاده کنید. از این روش می‌توانید جهت ایجاد آرامش یا برطرف کردن یک خصوصیت و عادت ناپسند استفاده نمود. قدرت وضعیت آلفا نامحدود است. بوعلی سینا به افراد توصیه می‌کند که ظهرها قیلوله کنند. قیلوله، خوابیدن و چرت زدن ظهر است که امواج آلفا تولید می‌شود. وارد شدن به حالت آلفا به خودی خود شفا بخش است و هماهنگی بین امواج مغزی نیمکره سمت چپ و راست مغز را ایجاد می‌کند. قرار گرفتن در این حالت آرامش؛ خلاقیت؛ هماهنگی ؛ ثبات شخصیت؛ دور شدن از عادات زشت و ناپسند را موجب می‌شود. سری برنامه های تمرین تجسم خلاق همه در وضعیت آلفا تهیه شده‌اند. علاوه بر اینکه فرد در وضعیت آلفا قرار می‌گیرد تکنیکهای تجسم خلاق را تجربه خواهند کرد. البته در روشهای آدمک مغزی؛ امواج در حالت تتا قرار می‌گیرند. که از کیفیت بالاتر و هماهنگ تری برخوردار می‌باشد. در حالت تتا خصوصیت‌های وضعیت آلفا تشدید می‌شود.

یادگیری در آلفا چگونه است؟

بعضی از افراد معتقدند که ما در خواب چیزهای زیادی یاد می‌گیریم و اسمشان را یادگیری در خواب گذاشته‌اند. من منکر آن نخواهم بود ولی تاکنون کسی را ندیده‌ام که توانسته باشد در وضعیت خواب طبیعی چیزی بیاموزد! اما تکنیکی را که هم اکنون می‌گویم بر روی هزاران نفر تاکنون پیاده کرده‌ام که این افراد توانسته‌اند به راحتی از این تکنیک استفاده کنند و علاوه بر این خود را در وضعیت آلفا قرار دهند و از نحوه یادگیری آن هم سود ببرند.

اگر یادتان باشد در قسمت یادگیری ذکر شد که اوج یادگیری ۵۰ الی۵۵ دقیقه می‌باشد و پس از آن باید تغییری ایجاد شود. مغز باید استراحتی کند تا بتواند همان کیفیت قبلی یادگیری را داشته باشد.

ما دو نوع یادگیری داریم: یادگیری فعال(active)؛ یادگیری غیر فعال(passive)

در نوع یادگیری فعال ما تغییری در آنچه یادگرفته‌ایم می‌دهیم و در یادگیری غیر فعال فقط آنرا ذخیره می‌کنیم. در نوع اول یادگیری بسیار عمیق است و در نوع دوم یادگیری سطحی می‌باشد و زود فراموش می‌گردد.

نوع یادگیری که در موقعیت آلفا پیشنهاد می‌دهیم نوع فعال(active) است. اگر تصورتان از یادگیری در آلفا این است که شما باید با چشمان بسته بخوانید یا اینکه در وضعیت آلفا قرار بگیرید و مطالبی را بخوانید باید بگویم که اشتباه کرده اید. سوء تفاهمی ایجاد شده است. منظور از یادگیری در آلفا مرور کردن مطالبی است که قبلاً خوانده‌اید. شما پس از اینکه ۵۰ دقیقه درس خواندید باید تغییری در وضعیتتان بدهید تا مغز استراحت کند. بهتر است با استفاده از تکنیکهای یادگیری و آلفای ذهنی وارد این موقعیت شوید و مطالبی که خوانده‌اید را مجدداً مرور کنید. سعی کنید تصاویر آنها را ببینید؛ کلمات را رنگی ببینید و جدولها و حتی اینکه جملات کجای صفحه نوشته شده بودند را در ذهنتان به تصویر بکشید. در ذهنتان پس از اینکه در موقعیت آلفا قرار گرفتید به صورت ذهنی کتاب را ورق بزنید و بخوانید. اگر مطالبی را فراموش کردید پس از اینکه از وضعیت آلفا خارج شدید آن مطلب را مجدداً مطالعه کنید و در زمان دیگر که وارد این موقعیت شدید آنرا مرور کنید. وارد شدن به موقعیت آلفا و مرور مطالب درسی نباید بیش از ۱۵ -۱۰ دقیقه طول بکشد. چنانچه بیشتر طول بکشد نتیجه معکوس خواهید گرفت. یادتان باشد در این موقعیت نباید بخوابید. باید هوشیار باشید و صداها را بشنوید تا بتوانید از قدرت ذهن در جهت هدف و یادگیریتان استفاده کنید. یادگیری به این صورت از نوع فعال (active) است چون شما مجدداً آنرا تغییر می‌دهید و به ذهنتان می‌آورید. بعضی‌ها می‌گویند اگر شما مطالبی را که آموخته‌اید برای دیگری درس بدهید مدت زمان بیشتری در ذهن می‌ماند؛ این نوع یادگیری هم یادگیری فعال است و کاملاً صحیح می‌باشد. به همین دلیل معلمان دلسوز به بچه ها توصیه می‌کنند که گروه های کوچک تشکیل بدهند و با یکدیگر درس بخوانند و برای همدیگر تدریس کنند. روش یادگیری در آلفا کامل‌تر است؛ شما نه تنها در موقعیت آلفا و هوشیاری مضاعف قرار می‌گیرید بلکه تصور می‌کنید گروهی نشسته‌اند و شما برایشان درس می‌دهید. همان گونه که گفته شد مغز نمی‌تواند بین تخیل و واقعیت تفاوت بگذارد و آنرا قبول می‌کند.

با استفاده از تکنیک آلفا شما می‌توانید در ۶ ساعت، ۵ ساعت خواندن مفید و مؤثر داشته باشید.

بعضی از دانشجویان که درسهای سخت دارند از دانشجویان گروه پزشکی گرفته تا دانشجویان برق و ریاضی، می‌توانند مطالبی را که مدتها پیش خوانده‌اند را با این روش مجدداً به خاطر آورند. مثلاً شما اگر چند سال پیش مطلبی را خوانده‌اید و حالا فراموش کرده‌اید می‌توانید در زمانی بسیار سریع آنرا در حالت آلفا مرور کنید و از قدرت ناخودآگاهتان که تمام مطالب را با تمام جزئیات برای شما ذخیره کرده بهره ببرید.

این تکنیک به تنهایی جادو نمی‌کند بلکه اگر در دستان فردی با پشتکار خوب قرار گیرد و تلاش کند معجزه می‌کند.

می‌خوانم، اما نمی‌فهمم|مدرسه يار

شنبه, ۵ دی, ۱۳۹۴

می‌خوانم، اما نمی‌فهمم

 «هرچه می‌خوانم نمی‌فهمم.» این اولین جمله‌ای بود که با صدایی بغض آلود گفت و سپس با چهره‌ای درهم به دست­هایش خیره شد و انگشتانش را به بازی گرفت.

می­گفت هنوز کتاب را باز نکرده، سرش گیج می­رود و تمرکز حواسش را از دست می­دهد، و وقتی هم که با هزار زحمت، حواسش را متمرکز می­کند، جملات کتاب برایش هیچ مفهومی ندارد، و با اینکه وقت زیادی را صرف مطالعه می­کند، از این همه مطالعه نتیجه ای نمی­گیرد و برای همین، امتحان امروزش را خراب کرده بود و معتقد بود که  امتحان نیم ترم را بدتر هم خواهد داد و هیچ امیدی به کسب نمرۀ قبولی نداشت.
پرسیدم :« حالا چه می‌خواهی بکنی؟»
گفت:«اجازه بدهید  که امتحان نیم ترم را ندهم؛ این طور فقط اعصاب خودم و شما را خرد خواهم کرد.»
پرسیدم: «اگر در امتحان نیم ترم شرکت نکنی، مشکلت حل خواهد شد؟»
با ناراحتی گفت:« نه، اما حداقل نمره تک در کارنامه نیم ترمم نخواهم داشت و امیدوارم تا آزمون ترم بتوانم آن را جبران کنم .»
گفتم:« برای من مساله­ای نیست که در این آزمون شرکت نکنی ، اما فکر می­کنم این کار اشتباه است و بهتر است به جای اینکه تسلیم اضطراب شوی و به خودت تلقین کنی که درس را نمی فهمی، با اعتماد به نفس در این امتحان شرکت کنی و مطمین باشی که موفق خواهی شد.»
با عصبانیت گفت: «شما حال و روز مرا درک نمی کنید. فکر می­کنید که می­خواهم از زیر کار در بروم و از روی تنبلی دنبال بهانه می­گردم؛ اما باور کنید که اصلاً مغز من کشش مطالب مشکل و پیچیدۀ فلسفه را ندارد، و من هر چه سعی می­کنم و درس می­خوانم، بی فایده است.»
می­دانستم آنچه که می­گوید، واقعیت ندارد؛ زیرا او دانش آموز مستعد و باهوشی بود، اما اضطراب و ترس از عدم موفقیت، ذهن او را فلج کرده بود و تصوّر می­کرد که در این امتحان و شاید امتحانات دروس دیگر، موفق نخواهد شد.
گفتم: بیا با هم یک قرار بگذاریم: تو قول بده به روشی که می­گویم درس بخوانی و من هم تعهد می­کنم که اگر با وجود استفاده از این روش، موفق نشدی، نمرۀ آزمون نیم ترم را در نظر نگیرم.
از نگاهش مشخص بود که اطمینان چندانی به این روش ندارد؛ اما پذیرفت که در حال حاضر، این بهترین راه حل است که نظر هر دوی ما را تا حدودی تامین می­کند.
قرار شد که به عنوان گام اول، هر روز مدت یک تا دو ساعت، بدون توجه به اینکه آنچه می­خواند، می­فهمد یا نمی­فهمد، مطالعه کند، و حتی اگر احساس کرد که خواندنش بی­فایده است، کتاب را نبندد و از مطالعه دست نکشد. همچنین قرار شد که هر دو روز یک بار، مرا از روند کار خود مطلع کند تا در صورت نیاز، آخرین راهکارها را در اختیار او قرار دهم.
دو روز بعد، شاگردم ناراحت­تر از قبل پیشم آمدو گفت: «هنوز معنی درس را نمی­فهمم و جملات کتاب مثل یک دسته کلمات بی­ربط از مقابل چشمانم می­گذرد و نمی­توانم منظور نویسنده را درک کنم. مطمینم که روش شما فایده ای ندارد و نمره امتحانی­ام بیشتر از ۶ یا ۷ نمی­شود. »
از او خواستم که آرام روی صندلی بنشیند و سپس جملۀ ساده ای  از کتاب را به او نشان دادم و خواستم که آن جمله را بخواند  و خلاصه‌ای از مفهوم آن را بنویسد.جمله را خواند و پس از چند دقیقه خلاصه ای از مفهوم آن را برایم نوشت . سپس به اعتراض گفت که درک مفهوم یک جملۀ ساده کاری ندارد، اما او مفهوم پاراگراف‌ها را نمی‌فهمد؛ یعنی نمی­تواند ارتباط بین جملات را بیابد.
این بار، یک پاراگراف ساده را به او نشان دادم و خواستم بخواند و خلاصه‌ای از مفهوم آن را بنویسد. پس از گذشت دقایقی ، بار دیگر خلاصه­ای از پاراگراف را نشانم داد و من متوجه شدم که مفهوم آن بخش از درس را بخوبی فهمیده است.
دانش آموز من همچنان راضی نبود و با دلخوری می‌گفت: این کتاب سخت است، اما شما از بخش آسان کتاب سؤال کردید. تازه الان کتاب روبروی من است و از سؤال‌های سخت شما نیز خبری نیست. من مطمینم وقتی که نمی­توانم مفهوم مطالب دشوار کتاب را بفهمم، معنی سؤال­های شما را نیز به هیچ وجه متوجه نخواهم شد.
به او گفتم که حاضرم  هر بخش از کتاب را که بخواهد، در مقابلش قرار دهم تا او پس از دو یا سه بار خواندن، مفهوم آن را برایم بگوید؛ در ضمن تاکید کردم که به جای فکر کرن به نوع یا سختی سؤال‌ها، به یاری همین روش، مطالب کتاب را بخواند و پیش خود حلّاجی کند و خلاصه­ای از هر مطلب را تهیه نماید. به او گفتم که بعد از خواندن هر پاراگراف، خود را به جای معلم بگذارد و فکر کند که چگونه می‌توان از این پاراگراف سؤال طرح کرد ؛ چون این بهترین راه برای درک عمیق مباحث درسی است
*                                   *                              *
سرجلسۀ آزمون، شاگرد من مضطرب‌تر از همیشه بود . او می­گفت که یک هفتۀ تمام مطابق روش من درس خوانده، اما در حال حاضر همۀ مطالب کتاب را فراموش کرده است و مفهوم سؤال‌ها را نمی‌فهمد و حتی نوشتن یک جمله نیز برایش غیرممکن است؛ برای همین می­خواست که ورقۀ سفید بدهد و من نیز طبق تعهدی که داده‌ام، این آزمون را نادیده بگیرم. بار دیگر به او اطمینان دادم که سر قول خود هستم، اما از او خواستم که همچنان در سرجلسۀ امتحان حضور داشته باشد و سؤال‌ها را یک بار دیگر بخواند و در مقابل هر سؤال آنچه به ذهنش (بی‌ربط یا با ربط) می­رسد، بنویسد.
با اکراه پذیرفت و بعد از چند دقیقه، کم کم قلمش روی کاغذ به گردش درآمد و تا آخرین لحظۀ آزمون مشغول نوشتن بود.
هفتۀ بعد، وقتی در راهروی مدرسه، نمرۀ او را به اطلاعش رساندم، ابتدا با ناباوری نگاهم کرد و سپس با دلخوری گفت که او بچه نیست و نباید به خاطر تقویت روحیه یا هر اصطلاح روان­شناسی دیگر که من می‌دانم، به او ارفاق می­کردم؛ اما وقتی ورقه اش را نشانش دادم، پذیرفت که پشت کردن به اضطراب، و تلاش و کوشش بسیار باعث شده است که او نمره‌ای خوب کسب کند.
*                 *                 *
این ماجرا نشان  می­دهد که تن ندادن به اضطراب، اهمیت بسیاری دارد؛ زیرا افراد، تحت تاثیر اضطراب، شکست را پیش بینی می­کنند، و همین موضوع، باعث افت کمیت و کیفیت کار آنها خواهد شد.
در همین زمینه، دکتر « میشل جی ماهونی» و دکتر « مارشال اونر» مطالعات مفیدی انجام داده اند.آنها دربارۀ تاثیر اضطراب روی نتایج قهرمانان آمریکایی در مسابقات المپیک، بررسی­های متعددی انجام داده و به این نتیجه رسیده‌اندکه هر دو گروه برنده و بازنده،  اضطراب مشابهی را تجربه کرده‌اند؛ اما وجه تمایز میان برندگان و بازندگان، طرز کنار آمدن آنها با این اضطراب بوده است.

ورزشکارانی که شکست خورده یا موفقیت کمتری کسب کرده بودند، به اضطراب خود توجه زیادی کرده و با افراط دربارۀ عواقب وخیم شکست، تقریباً همیشه در وحشت به سر برده بودند؛ اما ورزشکاران پیروز،  اغلب اضطراب خود را نادیده گرفته بودند و بیشتر به کاری که باید می­کرده، توجه داشته‌اند؛ چون اضطراب خود را یک اختلال جزیی قلمداد کرده و تحت تاثیر عواقب منفی آن قرار نگرفته بودند؛ به عبارت دیگر، به وجود اضطراب معترف بودند، اما تسلیم آن نمی‌شدند.